یک قدم رفت عقب دوباره آرومتر گفتم چی می خوای زل زد به چشمام با یه لبخند گفت خاله این نگیناکه به موهات زدی چقدر قشنگه .بغض گلوم رو گرفته بود تو اون وضع چراغ سبز شد می خواستم بگم خاله جون دوست داری به موهای خوشگلت بزنم بوقی بود که پشت سرم کشیده می شد سر برگردوند دخترک لای ماشین ودود گم شده بود.........دنیا



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+ تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:,ساعت 19:46 نويسنده بهار |