قـهوه دم می كنم نصـف قاشق سیانور به فنجانت می ریزم....
لبخند كه می زنی ...
می گویم : "قـهوه ات سرد شده بگذار عوضش كنم"...!
این كار هر شب من است...
و من چند سال است كه می خواهم بكشمت!
..............................ولی لبخندت! لبخندت..! لعنت
نظرات شما عزیزان:
محسن 
ساعت19:13---12 آبان 1390
قهوه ای سفارش میدهم
.....تلخ میخورم
به امید روزی که دو قهوه ی شیرین سفارش بدهم...
...............
شعر های قشنگی دارید...
خیلی جالب بود..مخصوصا همین لعنت!!